تبليغاتX
پرتوی از روشنایی شب

ماجرای یک پرونده جنایی... 
موضوع: دروغ...صداقت یکشنبه 1388/09/08 4:37 AM
شما یک محصول بسته بندی شده رو از یک فروشگاه مواد غذایی میخرید و فروشنده موقع خرید به شما میگه این محصول تازه است و سالمه٬ در حالی که فاسد بوده٬ شما اون رو مصرف میکنید و مریض میشید و چه بسا خدای ناکرده جان به جان آفرین تسلیم میفرمائید و ...

شما برای جلوگیری از این فاجعه٬ دفعه بعد به تاریخ مصرف کالا توجه میکنید. خیالتون از بابت دروغگوئی فروشنده راحته٬ ولی شما نمیدونید که کارخونه تاریخ مصرف رو اشتباه نوشته و اون کالا فاسده٬ شما اون رو مصرف میکنید و .... چه بسا جان به جان آفرین...

شما بار سوم به پروانه بهداشت کالا توجه میکنید و مطمئن میشید که تاریخ مصرف درسته٬ چون اداره بهداشت٬ کلا این کارخونه و محصولاتش رو تائید کرده٬ شما نمیدونید که مامور بهداشت محترم بعد از اطلاع از سپری شدن تاریخ مصرف کالا٬ به خاطر جلوگیری از ضرر ۷۰ میلیونی کارخونه سکوت کرده و در ازای این حرکت انساندوستانه یک عدد ۲۰۶ یا پرشیا هدیه دریافت نموده است...شما مصرف میکنید و .....چه بسا جان به ...

شما با خودتون میگید تا محصولی از هر لحاظ سالم نباشه و تائید بهداشت بر آن نباشه مهر استاندارد نمیخوره ... اما از کجا معلوم ....

شما دیگه وقتتون رو در زمینه علامت استاندارد هدر نمیدید و مستقیما میرید و از اداره بهداشت مربوطه شکایت میکنید... شما نمیدونید قاضی پرونده شب گذشته در یک حرکت انساندوستانه و طی یک تماس تلفنی٬ یک عدد ۲۰۶ یا پرشیا از اداره مربوطه دریافت نموده تا اداره متحمل ضرر چندین برابر نشه...

شما برای شکایت از اون قاضی به «محكمه انتظامى قضات» تشریف فرما میشید٬ جایی که به تخلفات قضات رسیدگی میشه٬ شما نمیدونید شب گذشته...

شما نا امیدانه در گوشه ای نشسته و به فکر فرو میرین... یادتون میاد همون روز صبح که از خونه خارج میشیدین همسرتون گفت فلان محصول غذایی رو با فلان مارک مخصوص بخر و شما در دلتون گفتین آن محصول با فلان مارک مخصوص٬ در انتهای خیابان فقط هست٬ کی حالش رو داره بره اونجا٬ از سر کوچه میخرم میگم رفتم اونجا ٬ ازون مارک نبود مجبوری ازینا گرفتم... دوست دارید راه حلی پیدا کنید اما به خودتون و اندیشه تون هم اطمینان ندارید...

آیا میدانستید در میان مخلوقات خدا از فرشته ها گرفته تا حیوانات تنها انسان هست که دروغ میگوید...؟

آیا میدانستید روانشناسان و جامعه شناسان در حیطه های فردی و اجتماعی از شمارش ضررهای دروغ عاجزند...؟ و پاکان و عارفان دروغ را ریشه همه بدیها و گناهان میدانند...؟۱

آیا میدانستید عشق(به همان معنا که در پست قبل مطرح شد) با دروغ رابطه عکس دارد ...؟

 رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود:

دروغ گويى از پستى روح ريشه مى‏گيرد. (لايكذب الكاذب‏الا من مهانة نفسه)۲

به نظر شما بهترین راه درمان این درد خانمانسوز چیه؟

لطفا در ذهنتون برای این نوشته یک اگر در اولش اضافه کنین... قسمت نظرات(نظر فاران عزیز و جواب اون) رو بخونین متوجه میشین...ممنونم


۱ـ حضرت امام حسن عسكرى‏عليه السلام امام يازدهم مى‏فرمايد:

«جعلت الخبائث كلها في بيت واحد و جعل مفتاحها الكذب.

زشتى‏ها را در خانه‏اى گذاشته‏اند و دروغ را كليد آن خانه قرار داده‏اند.»

جامع الاخبار، ص 418، فصل فى الكذب و الصدق، ح 1162; جامع السعادات، ج 2، ص 318. 

۲ـ  مستدرك الوسائل، ج 9، ص ، ح 10282.

نوشته شده توسط فانی | لینک ثابت | ارسال: بالاترين دنباله داغ کن - کلوب دات کام

فراموش کرده بود ... 
موضوع: عشق جمعه 1388/08/29 5:37 AM
او عشق بود

حسنی نهان و گنجی پنهان

پرده برانداخت و از خانه برون تاخت مست

فروغی از رخش در جام افتاد

 تجلی کرد

                         و حسنش به اتفاق ملاحت جهان گرفت ...

تسبیح ملائک را نپسندید

فرشته عاشق نبود

دنبال آینه ای بود تا تمام حقیقتش را در آن بیند

خیمه در آب و گل مزرعه آدم زد

فرشتگان معترض شدند که نحن نسبح بحمدک ...

اما آنها نمیدانستند 

آدمی دلی داشت به گنجایش حضور او

همو که آسمانها و زمین را گنجایش حضورش نبود...

انسان چو خلق شد اعترافی کرد که ملائک را به سجده انداخت

گفت شهادت میدهم تو رب مایی ٬ تنها کسی که شایسته دل دادن و عشق ورزیدن و پرستش است...

انسان عاشق٬ پا به عرصه گیتی نهاد

 او موقع فرستادن انسان به دار دنیا

دنیایی که پائین ترین مرتبه وجودی عالم است 

                                      و تنها سایه ایست از عالم بالا و سراسر

تاریکی و حجاب

در گوش او زمزمه ای کرد٬ تا دلداریش دهد ...

گفت :

... فإما يأتينكم منى هدى فمن تبع هداى فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون ...

ای عاشق٬.......نترس٬ چون به دنیا هبوط کردی چنانچه نوری از جانب من بسویت آید چو تبعیتش نمائی  خوف و حزنی نخواهی داشت...

انسان گریه کنان به دنیا آمد...

فراموش کرده بود...

مدتی گذشت...

علاقه ای بین خودش و انسانی از جنس مخالفش در خود احساس نمود...

علاقه ای بود که او برای جاری شدن حیات و ادامه نسل انسان در میان آندو نهاده بود...

همانی که در حیوانات و حتی حشرات نهاده بود...

هر فردی  جنس مخالفش را زیبا می یافت...شیفته اش میشد...

انسان نام این علاقه را عشق نهاد...

و آن را هدف زندگی اش ساخت...

فراموش کرده بود...

ألم يأن للذين امنوا ان تخشع قلوبهم لذكر الله...      


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فانی | لینک ثابت | ارسال: بالاترين دنباله داغ کن - کلوب دات کام

شب نوشته (5) 
موضوع: جمعه 1388/08/22 2:19 AM

شما تو خیابون اتفاقی یکی رو میبینی٬ مجذوب زیبائیش میشی٬ عشقی بواسطه جذابیت و کشش های جسمانی در دلتون پدید میاد٬ همون عشق در نگاه اول که خالی از منطقه٬ با شدت آغاز شده به سرعت فروکش میکند٬ (اروس(EROS): عشق شهواني)... بعد تصمیم میگیرین با اون طرف ازدواج کنین

شما تو یه تیمی با دانشجویان همکلاسیت برای مسابقات ربوکاب فعالیت میکنین٬ عشقی بر پایه وحدت و همکاری در دلتون نسبت به یکی از اعضا ایجاد میشه که هدفش دستیابی به منافع مشترکه٬ (فيلو(PHILO): عشق بـرادرانـه)... بعد تصمیم میگیرین با اون طرف ازدواج کنین

شما تو عرصه های مختلف اینترنتی بدلیل ارتباط با شخصی احساس صمیمیت و همدلی در دلتون ایجاد میشه٬ و عشقی بر پایه داشتن همدمی برای لحظه های تنهائی در وجودتون بوجود میاد٬ (استورگ(STORGE): عشق دوستانه) ... بعد تصمیم میگیرین با اون طرف ...

شما شنیدین پسرخالتون تمایل به ازدواج با شما داره٬ مهرش تو دلتون ایجاد میشه به همراه تفکرات شدیدی از نوع نگرانی نسبت به آینده زندگی مشترکتون٬ آیا طرف مقابل پدر خوبی برای فرزندانم خواهد بود و هزاران نگرانی دیگر٬ (پراگما(PRAGMA): عشق منطقي)... بعد تصمیم میگیرین با اون طرف ...

شما بر اساس برخوردهای پی در پی با کسی در محیط کار یا کلاس درس و آشنائی با رفتارها و خلقیات طرف به همراه اعتقادی که به زیبائیه ظاهری طرف مقابل دارید٬ عشقی انحصار طلب و حسادت برانگیز و افراطی در دلتون ایجاد میشه٬ که همواره نگران این هستین مبادا کسی به او پیشنهاد ازدواج بده و اون قبول کنه٬ مبادا به فلانی که در اون محیط باهاش در ارتباطه علاقمند بشه...(مانيا(MANIA): عشق افراطي و وسواس گونه)... بعد تصمیم میگیرین با اون طرف ...

شما یه اعتقاد شخصی دارین که روابط رمانتیک زیبا و جذابه٬ لذا برای خلق یک درام به ظاهر عاشقانه تو زندگیتون سعی میکنین کسی رو پیدا کنین که به اون عشق بورزین و با رابطه رمانتیک که با اون دارین احساس شخصیت بکنین و پیش دوستانتون کلاس بزارین٬ (لودوس(LUDUS): عـشق تـفنني)... هیچوقت هم قصد ازدواج با اون طرف رو ندارین ...(۱)

اما

شما تو زندگیتون هدفی دارین که به هیچ قیمتی حاضر نیستین از اون هدف دست بکشین٬ از طرفی نیاز به یک همراه دارین تو رسیدن به اون هدف٬ با تحقیقی عاقلانه و فکری حساب شده و علمی٬ همراهی را انتخاب میکنین٬ که البته بعد از طی این مسیر در مرحله آخر برای تصمیم گیری زیبائی و دلنشین بودن  طرف رو هم مورد توجه قرار میدین٬ چرا که یک عمر میخواهین با او زندگی کنین و باید کسی باشه که ازش خوشتون بیاد٬ سپس عاشقانه تصمیم میگیرین با اون شخص ازدواج کنین...

که عشق در نگاه خیره به یکدیگر نیست

                                                 بلکه با هم به یک سو نگریستن است...(۲)

بعد از ازدواج حضرت علی با حضرت فاطمه(علیهماالسلام)٬ پیامبر عزیز(ص) از حضرت علی(ع) پرسید:

علی جان همسرت را چگونه یافتی؟ علی (ع) در جواب فرمود:نعم العون علی طاعة الله...

در اطاعت کردن از خدا خوب یار و یاوری است ...(۳)

برای رسیدن به هدف والایم همراه بسیار شایسته ای انتخاب نموده ام...

 حرف آخر ٬

حالت اول:

اگه هدف مهمی تو زندگیمون داریم٬ و مهمه چه کسی شریکمون و کمکمون باشه تو رسیدن به اون هدف٬ نه اینکه خود اون شریک٬ هدف باشه٬ برای یافتن اون همراه ببینیم از چه راهی به نتیجه میرسیم٬ آیا با یک نگاه یا یک ارتباط اینترنتی این شناخت حاصل میشه ...؟؟؟

این بحث در مورد کسانی بود که در روابط اینترنتی یه انگیزه مقدسی به نام یافتن شریک زندگی دارن برای رسیدن به هدف بزرگشون٬

حالت دوم:

اما کسی که با انگیزه هوس و خواهشهای نفسانی آمیخته با شهوت٬ به روابط اینترنتی روی میاره٬ نظر شما در موردش چیه؟

حالت سوم:

مهمتر از همه اینها حالت سومه٬ و اون اینه که کسی انگیزه مقدسی برای این کار داره٬ ولی طرف مقابلش انگیزه اش نفسانیه و شهوت آلود...نظر شما در مورد حالت سوم چیه؟


۱ـ با الهام گرفتن از مقاله خانوم سمیرا موسوی پیرامون نظریه مثلث رابطه عاطفی استرنبرگ

۲ـ آنتونیو دو سنت اگزوپری

۳ـ بحار الانوار، ج 43، ص 117 و 133 .

 

 

نوشته شده توسط فانی | لینک ثابت | ارسال: بالاترين دنباله داغ کن - کلوب دات کام

تلخینه ... 
موضوع: حیا پنجشنبه 1388/08/14 8:23 AM

دکتر شیری پژوهشگر تحلیل روانی دانشگاه آکسفورد روزی در یکی از سمینار هایش در ایران که حقیر نیز توفیق حضور در آن را داشتم می گفت: «متاسفانه یک سوم ازدواج ها در کشورمان منجر به طلاق میگردد و این فاجعه بزرگیست و مهمتر اینکه  ۶۰٪ این طلاقها به خاطر مشکلات و مسائل جنسی است.»

اما مطلبی که از این هم مهمتر است و میشود گفت یکی از ریشه های مشکلات جنسی است رعایت نکردن مسائل عفت و حیا و کلا بهداشت جنسی در جامعه است.

اکثر نارضایتی های موجود بین زن و مرد در مسائل خانوده و زناشویی به خاطر جلوه های بی مورد مردان و زنان در اجتماع است. دختری که در محیط کار نزد همکار مردش خائنانه دلبری میکند و حجاب مورد تایید دین عزیز را ندارد با رخنه در لایه های احساسات قلبی مرد٬ بنیان فکری او را بهم میریزد و در واقع بنیاد خوشبختی یک خانواده ای را ویران میکند.

خواهرم اگر روزی بدانی چند ها جوان به واسطه بی عفتی تو به ورطه گناه افتاده اند... از خدا دور گشته اند... طلاقها گرفته اند...

بعد از کوچ از این عالم فانی شاید دیگر دیر شده باشد برای جبران ...

برادرم و خواهرم

کسی که در عالم٬ قصد تسخیر دلها به باطل داشته باشد و خود را برای توجه دیگران به ناحق بیاراید چه تفاوتی با فرعون خواهد داشت؟

چرا که هر دو به نوعی ادعای خدایی دارند...

بماند...

پرواز را چه میکنی...

            مرغ زيرک نزند در چمنش پرده سرای

                                                 هر بهاری که به دنباله خزانی دارد...

(... و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها وليضربن بخمرهن على جيوبهن الا لبعولتهن او آباء ... و توبوا الى الله جميعا ايها المؤمنون لعلکم تفلحون‏) (۱)

به زنان با ايمان بگو چشمهاى خود را [از نگاه هوس‏آلود]فرو گيرند و دامان خويش را حفظ کنند و زينت‏خود را جز آن مقدار که نمايان است، آشکار ننمايند و اطراف روسري‏هاى خود را بر سينه خود افکنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود) و زينت‏خود را آشکار نسازند مگر براى شوهرانشان يا پدرانشان و با پدرشوهرانشان و يا پسرانشان يا پسران همسرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان هم‏کيششان و .... همگى به سوى خداوند باز گرديد اى مؤمنان تا رستگار شويد.

پ.ن: در این قسمت مساله حجاب و عفت یعنی قسمت دوم آیه شریفه مورد توجه قرار گرفت.در پست بعدی به کمک خدا روی دیگر سکه٬ یعنی وظیفه ای که زن و مرد و دختر و پسر در زمینه چشم پوشی از این زشتی ها و جلوه های کاذب دارند٬ مورد بررسی قرار میگیرد.

 


سوره نور آیه ۳۱
نوشته شده توسط فانی | لینک ثابت | ارسال: بالاترين دنباله داغ کن - کلوب دات کام

من یا تو ؟ مساله این است... 
موضوع: محبت کردن و کمک به دیگران سه شنبه 1388/08/05 2:11 PM

حاج آقا میشه کرایه این ماه رو یه بیست روز دیر تر بدم یه خورده دستم بنده .... شرمنده خودم گرفتارم

آقای دکتر میشه فعلا شما پسرمو عمل کنین من تا یه هفته پول عمل رو جور میکنم٬ خودتون گفتین اگه هر چه زودتر عمل نشه احتمال داره بمیره ... با حسابداری بیمارستان صحبت کنین آقا (که جوابش معلومه)

مستقیم ... کاش سوارش میکردی٬ هم دیر وقته هم بارون میاد٬ گناه داره بنده خدا تو این سرما... ول کن بابا الانشم کلی دیر کردیم الان همه اومدن یه بار نشد سر وقت بریم مهمونی

میشه یه خورده از اون پفک و چییپس بدی به من ... بابام گفته رفتی مدرسه خوراکیاتو به کسی نده

...

و گر دست محبت سوی کس یازی

                             به اکراه آورد دست از بغل بیرون

 که سرما سخت سوزان است

حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد

                 تگرگی نیست ، مرگی نیست

                     صدایی گر شنیدی ، صحبت سرما و دندان است

حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی سرد زمستان است ...

...

... و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و لا شکورا(۱)

"... به پاس دوستی (خدا)، بینوا و یتیم و اسیر را خوراک می دادند. ( و می‏گویند) ما شما را برای خدا طعام می ‏دهیم و هیچ پاداش و تشکری از شما نمی ‏خواهیم."

...هر چند موقع افطار باشد و خودمان سخت گرسنه باشیم ...

هر چند کودکانمان نیز از گرسنگی بلرزند...

 

و او پیراهنش را شب عروسی به فقیر بخشید...

 

مانده تا برف زمین آب شود

نا تمام است درخت...


 ۱ـ سوره انسان آیه ۸ و ۹
نوشته شده توسط فانی | لینک ثابت | ارسال: بالاترين دنباله داغ کن - کلوب دات کام

حیا از او یا حیا از ... 
موضوع: حیا یکشنبه 1388/07/26 11:51 PM

تو خیابون با ماشینت داری میری یهو میرسی چراغ قرمز٬ نه٬ رمان کوری رو نمیخوام تعریف کنم٬ پسر عمه ات هم کنارت نشسته٬ میگه رد شو بابا تو که اینقدنبودی٬ روت نمیشه بگی من حتی نصف شبم از چراغ قرمز رد نمیشم... حیا میکنی از پسر عمه ات ... رد میشی...

رفتی خونه دائی جونت٬ پسر دائی میگه پایه ای فیلم ببینیم؟ دوبله نشده... اونجوری...؟...خجالت میکشی بگی من هرزه نیستم ... حیا میکنی از پسر دائیت... نگاه میکنی...

تو اداره نشستی٬ دوست قدیمیه دوران دبیرستانت میاد تو٬ همدیگرو میشناسین شروع میکنه خاطره تعریف کردن٬ شرمت میاد بگی دوست عزیزم  الهی من دورت بگردم  الان وقت کاریه منه٬ هر کار دیگه ای که انجام میدم دارم خیانت میکنم .....حیا میکنی ... گوش میکنی ... احیانا تلفن ها رو هم جواب نمیدی ...

مهندس ناظر یک پروژه ساختمونی هستی که سرمایه گذارش رئیسه ..........یه روز خودش میاد سر پروژه میگه سیمان کم آوردیم٬ سیمان جدید هم قیمتش بالا زده بودجه کم داریم٬ تو سیمان کف طبقات پمپ نزن( چون اینجوری کمتر سیمان مصرف میشه در عوض حفره های خالی تو سیمان میمونه و ...) درسته استحکام میاد پائین ولی اولا طبقاته دیوار که نیست٬ دوما خودمون که نمیخوایم بشینیم برا فروشه.......... حیا میکنی ... خیانت میکنی ...

چند ماه دیگه فیلم فرو ریختن اون ساختمون رو اخبار نشون میده٬ ولی نه تو نارحتی نه اون آقا٬ چون تو داری ماهواره نگاه میکنی و اصلا اخبار نمیبینی اونم یا شماله یا کیش.......... ......... ...........

۵ـ تو کلاس داری درس گوش میدی٬ یکی از دانشجوها خیلی .... همچین .... یه ندائی از درونت میگه نیگاهش نکن درستو گوش کن٬ اون ارزش زیبائیش رو ندونسته به حراج گذاشته ..... تو چرا خودتو ارزون میفروشی ... حیا میکنی ... نگاش نمیکنی ...

 ......رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مى‏فرمايند :

الحَياءُ عَلى وَجهَينِ . فَمِنهُ ضَعفٌ و مِنهُ قُوَّةٌ و إسلامٌ و إيمانٌ .(۱)

حیا بر دو نوع است: یک نوع آن ضعف و زبونی و نوع دیگرش٬ قوت و ایمان است.

جهان چون چشم و خط و خال و ابروست

                                       که هر چيزي بجاي خويش نيکوست

عالمي ديگر ببايد ساخت  وز نو آدمي ...


 تحف العقول ، ص 360 ؛ قرب الإسناد ، ص 22 ؛ بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 242 .

نوشته شده توسط فانی | لینک ثابت | ارسال: بالاترين دنباله داغ کن - کلوب دات کام

شب نوشته(4) 
موضوع: یاد خدا یکشنبه 1388/07/19 9:50 PM

صبح از خواب پا میشوی قبل از رفتن به سر کار 15 دقیقه  مدیتیشن انجام میدهی

سپس کمی به تجسم خلاق میپردازی تا امواج مغزیت در حالت آلفا قرار گیرد

بعد یک صبحانه مفصل میخوری تا گرسنگی آرامشت را در طول روز بهم نزند

سپس یک فنجان چای یا قهوه میل میکنی تا با تیئین و کافیئین آرامش بیشتری داشته باشی

سپس یک موسیقی آرام بخش گوش میکنی تا کاملا ریلکس به سر کار روی

موقع خروج از منزل بنا به گفته راندا برن٬ برای اینکه راز خوشبختی و آرامش را در خود فعال کنی، کمی آنچه را که میخواهی در زندگیت به آن برسی تا آرامش داشته باشی تصور میکنی و چه بسا عکسی از ویژن خود را که همیشه همراه داری در میاوری و نگاه میکنی تا خوب هدفت را تصور کنی خواه خانه دلخواهت در نقطه مشخصی از شهر باشد یا ماشین یا هر چیز دلخواه ...

در سر کارت با استفاده از تفکر خلاق و نگرش مثبت موفقیت خوبی بدست میاوری

وسط ساعت کاری برای رفع خستگی کمی به خود هیبنوتیزم میپردازی و در عرض چند ثانیه آرامشی را که با خواب سه ساعته بدست می آید کسب میکنی

کار تمام میشود به خانه برمیگردی با کلی سود ...خوشحالی

...

شب بهمراه خانواده به صرف شام بیرون میروی ...خوشحالی

...

چه بسا بعد از شام برای رسیدن به نهایت آرامش علاوه بر تیئین و کافیئین از نکوتین.......

شب به خانه برمیگردی...خوشحالی

یک فیلم را بهمراه خانواده تماشا میکنی و احیانا بهمراه چیپس و تخمه و ... خوشحالی

قبل از خواب چند دقیقه به یوگا میپردازی  و کمی از نرم افزار آرامش بیکران استفاده میکنی

بعد چند عدد قرص آرام بخش و ضد افسردگی و ....(نورتریپتیلین) (فلوئوپرازین)(سیتالوپرام)( و احیانا یه نصفه لورازپام برای خواب بهتر) میل میکنی

سپس بهمراه موسیقی آرام بخش کتاب آرامش درون و برون (راجیندرسینگ ) یا دستیابی به آرامش درون (آنتونی رابینز) یا  روح و آرامش درون (دكتر ژوزف مورفي)  یا ده راز موفقیت و آرامش درون (وین دایر) یا رازهای آرامش درون (والتر، جی. دونالد) یا موهبت آرامش درون(سوفی بوان ) یا ده پله تا آرامش یا آرامش گوسفندی ... را مطالعه میکنی...

.

.

.

تا اینکه ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فانی | لینک ثابت | ارسال: بالاترين دنباله داغ کن - کلوب دات کام




Copyright 2009 - golbargeshabane.blogfa.com & Designer: Sedaghati